به کنجی نشسته ام بی تو

نفس اژدرهاست او کی مرده است............از غم بی آلتی افسرده است
وقتي که دلم براي او لک مي زد
دست و تن من کهير و کک مک مي زد
من زنگ به او مي زدم اما صد حيف
آن دختره خنس پيامک مي زد
***
تا روسريش را ز سر خيس انداخت
انگار دلم نظر به پرديس انداخت
آمد بغلم و لب، لبم را بو... نه
زيد خفنش براي او ميس انداخت
***
کلي که طرف ضعيفه را لوسش کرد
راضي شد و پا که داد هي بوسش کرد
در حين عمل(!) يواشکي فيلم گرفت
آمد و براي من بلوتوثش کرد
پي نوشت: در اصفهان ما که واژه "خنس" کم کاربرد ندارد! (ايهام داشت اساسي)
"خنس"- به کسر خ و نون- خسيس معني ميدهد. اصلا شايد تغييريافته همين خسيس باشد. الله اعلم. در نسخ معتبر "کِنِس" و "کِنِسک" هم آمده است!!
حالم بد است بدتر از اینش مکن برو
قلبم شکسته است غمینش مکن برو
این "من" که در گذشته تو را داشت مونسش
با اشک و آه و درد قرینش مکن برو
بی مهریت ز خاطر دل رفته رفته رفت
آرام گشته تازه، ببینش، مکن، برو
خاموش شد ز آتش عشقت دلم، کنون
پر از شرار آتش کینش مکن برو
دیرینه تر ز داغ تو در دل نبوده است
دیگر نیا و تازه ترینش مکن برو
شاعر دگر به آخر شعرش رسیده است
جانا دوباره قافیه چینش مکن برو
اسب فراق سخت رمنده است و بی رجوع
خط زن تمام شعرم و زینش مکن...مرو
ح.ق
چون شب زده، بامداد را می خواهم
عشقی که هوس مباد را می خواهم
در چالش مرگ، زندگی، عشق، جنون
من فرصت اعتماد را می خواهم
چون ماه رخت بدید حالش بد شد
شد محو جمال و از خودش مرتد شد
چون پیش لبت قدر خودش را کم یافت
با فاصله، رود از کنارت رد شد
یا حسین (ع)